سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
169
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
مىنويسد كه او از خلافت ، به شرط دريافت مبلغ معينى پول از معاويه چشمپوشى مىكند . چون حسن ( ع ) سفير خود را با اين نامه به سوى معاويه فرستاد ، معاويه فرستادهء خود را همراه با ورقهء سفيدى از كاغذ مهر و امضاء شده به سوى حسن ( ع ) گسيل داشت كه حسن ( ع ) بر روى آن شرايط صلح را مرقوم دارد . نامهها مبادله مىشوند . معاويه ، چون نامه حسن ( ع ) را دريافت مىدارد از اينكه مىبيند حسن ( ع ) تصميم به صلح با او گرفته و بدون هيچگونه مشكل زيادى مىخواهد از خلافت كنارهگيرى كند ، نامهء او را به عنوان دليلى بر اجراى اين امر نگهداشته و به اطلاع او مىرساند كه شرايط او ( حسن ( ع ) ) را پذيرفته است . وقتى كه رقعهء سفيد معاويه به دست حسن ( ع ) مىرسد ، وى درخواستهاى مالى بيشترى بر آن مىافزايد . در ملاقات با معاويه ، شايد بخاطر تفويض رسمى قدرت و خلافت ، از امير شام تقاضا مىكند كه نامهء قبلى را دور انداخته و آن را با رقعه سفيدى كه شرايط جديدى در رابطه با ترتيبات مالى بر آن درج شده است ، جايگزين كند . در اين صورت ، معاويه از اعطاى امتياز بيشتر امتناع كرده و مىگويد : « آنچه كه در اول تقاضا كرده بودى بر آن موافقت كرده و به تو اعطاء نمودم ، پيشنهاد آزاد من به تو بيش از اين نمىتواند الزامآور باشد ، زيرا تو اكنون خود را متعهد كردهاى » . از اينرو حسن ( ع ) نمىتواند چيز بيشترى از معاويه بدست آورد و از تصميم عجولانه خود در درج شرايط صلح متأسف مىشود . ( 32 ) زهرى همچنين مىگويد : به مجردى كه عبد الله بن العباس متوجّه شد كه حسن ( ع ) بر سر شرايط كنارهگيرى از خلافت ، با معاويه مذاكره مىكند ، وى پنهانى براى عقد پيمان با معاويه براى سلامت خود و دريافت پول اقدام كرد . معاويه با آمادگى شرايط ابن عباس را پذيرفت و بر اين اساس ، وى ارتش را رها كرده و در تاريكى شب به اردوى معاويه گريخت . ( 33 ) ارتش حسن ( ع ) ، كه خود را بىفرمانده يافت ، ديگر بار قيس را به اين شرط كه جنگ را تا تأمين امنيّت جانى و مالى براى پيروان على ( ع ) ، ادامه دهد ، به فرماندهى برگزيد . قيس به آسانى اين امتيازات را از معاويه گرفت .